مصطفى بن محمد هادى خوئى
123
شرح دعاى صباح ( فارسى )
كما قيل : « ما للتّراب و ربّ الأرباب » ، پس چگونه بشناسد ، و بنا بر اين معنى ، معرفت ربّ در اين حديث شريف ، تعليق بر محال شده ، يعنى چنانچه شناختن انسان ، نفس خود را محال است ، پس شناختن او پروردگار - عزّ و جلّ - را كه خالق ارواح و موجد نفوس است ، به طريق اولى نيز محال است . خذ هذا و كن من الشّاكرين . فائدة بايد دانست كه هر معرفت كه از معلول به علّت است ، راه ظاهر است ، او را برهان انّى گويند ، زيرا كه عقل را كار افتاده كه با نيّت و سعى خود آن را پيدا كند و سلوك در آن نمايد ، و در اصطلاح ، انّ به معناى وجود مخلوق و هستى معلول را هم گويند . پس حاصل فقرهء مباركهء « يا من دلّ على ذاته بذاته » اين است كه اى آن كه دليل معرفت و شناسايى خود كردهاى صنايع و آثار ذات خود را تا طالبان و بندگان به اشعهء انوار اللّهُ نُورُ السَّمواتِ وَ الْأَرْضِ « 1 » و به لوامع آثار كُلَّ يَوْمٍ هُوَ في شَأْنٍ « 2 » چراغ يقين در محفل عرفان افروخته ، از نهال سعادت بوستان عبوديت به ميوهء مقصود رسند و به غايت « 3 » اصلى از ايجاد كه معرفت است ، و اصل نشوند و چشم بصيرت ايشان از غشاوه « 4 » و سبل عمى و كورى جهل و خدانشناسى ، روشن شود و خداوند را در صنايع و آثار ، ملاحظه كنند و از آنها شوند كه مترسّخ و راسخ گشته ، اشجار شوق و اشجان شوق در حدايق صدور آنها گرفته و اخذ كرده لوعهء « 5 » نيران محبّت در مجامع قلوب ايشان و هميشه در او كار « 6 » اذكار مأوى و مرجع و در باغها و
--> ( 1 ) النور : 35 . ( 2 ) الرحمن : 29 . ( 3 ) ع : بر عاميت . ( 4 ) غشاوه : پرده . ( 5 ) لوعه : سوزش دل از غم يا شوق . ( 6 ) او كار ، جمع و كر : آشيانهها .